خرید بک لینک
سال ها پیش که کودک بودم سرهرکوچه کسی بود که چینی را بند می زد با عشق و من آن روز به خود می گفتم آخر این هم شد کار؟ ولی امروز که دیگر اثری از او نیست نقش یک دل که به روی چینی است ترکی دارد و من دربه در کوی به کوی در پی بند زنی می گردم . . .

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 22:18

دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۲۵ ب.ظ متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. ۹۶

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 13:59

دلی بزرگ می خواهد

زندگی کردن در این دنیا....

دلی می خواهد تا خیلی چیزها را نبینی....

خیلی چیزها را نشنوی...

و....از خیلی چیزها "بگذری"....!!!

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 13:59

کاش کسی برایت گفته بود که پراندن گنجشک روزه راباطل میکند وترساندن گربه ای و لِه کردن گل های روییده لای علف های سبز وچیدن یک یاس به بهانه ی بوی خوش ونامیدن سگی به نجس کاش کسی برایت گفته بود وقتی روزه ای باید حواست به گنجشک ها باشد که نپرانیشان وبه گربه ها،که با هیبت گام هایت نترسانیشان وبه گل های کو

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 13:59


آدم اگر شبیه خودش نباشه خیلی بدِ...

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 19:01

گاهی یک تماس گاهی یک صدا گاهی یک پیامک و گاهی یک نگاه گرم هم آهنگ وشاید گرمای حضور یک دوست،حتی فرسنگها دور از تو بودن کافیست که تو بدانی در همهمه ی مبهم این دالان تو در توی این زندگی تنها نیستی کسی تورا می خواند و اینجاست که به خود می آیی نفس میکشی آه،و آهی دوباره آری ای جسم بی جان،جانی دوباره بگیر

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 14:16

عزیزم اکنون به جای دستانم دو بال طلائی می خواهم تا در زیباترین تاریخ تقویم برای ستاره باران کردن شب تولدت تا آسمان پرواز کنم و به روی ماه بنویسم زمینی شدنت مبارک ای فرشته اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم اگر گل بودم شاخه ای

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 14:16

شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۵۷ ق.ظ سر شب دلتنگی اَمونمو برده بود اینجور موقع ها دوای دردم بابا بود،یه سر رفتم خونه به مامانم سر زدم ولی با دیدن عکس قاب گرفته بابام بدتر شدم چندساعتی خودمو حفظ کردم تا مامان متوجه حال بدم نشه از در خونه بیرون نزده بودم،که دیدم هوا تاریک شده بود پسبی وسیله نمیشد رف

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:51

از وقتی آدمهای مهربون و ساده احمق فرض شدن دنیا دیگه جای زندگی کردن نبود پدرخدا بیامرزم همیشه میگفت :"می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن" مصداق رفتارهای یکی از آشنایان تازه غریبه شده ی این روزهای من بود که بعد از 7 سال مبلغ قابل توجهی رو به عنوان قرض بهش دادمو طلب کردم،فضیل عیاض شدم بماند واز الفاظ

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:51

آنگاه که غرور کسی را له می کنیآنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران میکنی آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم... دستانت را بسوی کدام آسم

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:51

اشتباه بزرگی بود درب فاحشه خانه ها را بستند آن زمان مردها مجبورنبودند برای تخلیه یک حس عشق را بهانه کنند با عشق وارد شوند دروغ بگویند،بعد اعتراف به اشتباه کنند آن وقتها از یک رابطه ی پست شروع میشدو گاهی عاشق میشدند آب توبه ای میریختندو انسانی بیچاره وگمراه نجات پیدا میکرد امروز چه؟! با یک رابطه ی خ

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:51

در بین این چند سال،بعد از فیلم کمدی گشت ارشاد فیلم نهنگ عنبر 1 و حالا قسمت 2 که به تازگی اکران شده تنها فیلمی بوده که باهاش سفر کردم به دوره ی جوانی خودم و حسابی به دلم نشسته پیشنهاد میکنم جوانهای دهه ی چهل و پنجاه حتما به دیدن این فیلم بروند که در این قسمت با بازی متفاوت حسام نواب صفوی در نقش شهاب

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:51

سلام خدمت کاربران و دوستان عزیزتر از جان

به علت مشکلی که برای چشمانم پیش اومده و به دستور پزشک،

برای مدت کوتاهی به روز نخواهم شد

مهرتان جاوید و یادتان سبز ...نسیم

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:51


پریسا دوست دوران کودکی نسیم با دلی غمناک این پست را می گذارد:

انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،

جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی،آغازی بی پایان را می سراید»

برچسب: نویسنده: باران موسوی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 21:51

صفحه بندی